یکماه گذشت
ختنه گل پسرم
عزیز مامان خیلی تصمیم سختی بود که ببرمت واسه ختنه اصلا دست و دلم راضی نبود ولی همه بهم میگفتند تا کوچیک ببرش کمتر هم درد را حس میکنه بالاخره با فرزانه جون صحبت کردیم و قرار شد ببرمت پیش دکتر طلایی دقیقا 26 روز از تولد گذشته بود که رفتیم قبل رفتن من همش گریه میکردم آخه طاقت دیدن گریه هات را ندارم ولی علی جان کلی دلداریم میداد با این که می دونستم اونم مثل من وقتی رسیدیم بیمارستان با فرزانه جون تماس گرفتیم تا بیاد پیشمون شما را ازم گرفت خیلی شلوغ بود شاید 100تا نینی دیگه هم اونجا بودند ولی ما بازم به لطف فرزانه جون همون موقع رفتیم داخل به فرزانه جون گفتم من میتونم باهاش بیام گفت اگه نمیترسی بیا ولی پاهام توان رفتن نداشت که با مامان ...
اولین چکاپ
عشق مامان بعد از کلی تحقیق بلاخره دکتر شما را انتخاب کردیم آقای دکتر نادری روز دهم تولدت بود که بردیمت مطب دکتر قبل از رفتن سونو گرفی HIPرا که تو بیمارستان نوشته بودند را انجام دادیم که شکر خدا مشکلی نداشت آقای دکتر صدای قلبت را چک کرد وبعد چشماها و سپس وزن که خدا را شکر از 3500 به 3650رسیده بودی و آقای دکتر گفت مشکلی نداره و بهم گفت چه جیزهایی نخرم که شما دلدرد نگیرید و در ضمن برات هر شب قطره ویتامین A+D تجویز کرد که تا دوسالگی بخوری ولی عزیزم شما خیلی بد دارو میخورید آقای دکتر میگفت ممکن پات توی زایمان طبیعی در رفته باشه ولی با این که جواب سونو خوب بود گفت باز هم پیش ئکتر دوامی یکی از بهترین متخصص های ببرمت که یک رو...
اولین گردش امیر محمد
عقیقه
زردی
روز پنجم تولدت بود که اول برای تست تروئید رفتیم مرکز بهداشت نواب من نمی دونم چقدر دل نازک شدم در مورد شما اصلا نمی تونستم تو را ببرم واسه آزمایش که با بابا و مامن مهشید رفتی و من در اتاق شیر صلوات میفرستادم ومنتطرت بودم که خدا را شکر خیلی گریه نکردی برای چکاپ بردمت پیش فرزانه جون ازت خون گرفت و شما گریه میکردی ومنم همراه شما اشک میریختم فرزانه جون گفت من جواب را میگیرم وبهتون خبر میدهم . که عصر تماس گفت زردیش خیلی کم ودرصد 12 است ولی برای اینکه زردی بالا نره و نخواهید هر روز بیمارستان بیایید برای چکاپ بهتر 24 ساعت تو دستگاه باشه امیر محمد عزیزم وقتی به اون روز فکر میکنم برام خیلی عذاب آور حتی نمی تونم به عکساش نگاه کنم از یک طرف خودم د...




